/ 2 نظر / 8 بازدید
مهرداد

می خواستم از عشق بنویسم، یادم آمد که هم اکنون مردمانی در سرزمینی دور به نام دارفور به خاطر دفاع از حق مشروع خویش بی رحمانه کشته می شوند. می خواستم از عشق بنویسم، یادم آمد که پستان مادران فلسطینی در دهان اطفالشان به خاطر طمع استعمارگران و افزودن بر سرمایه های نامشروع خود،در حال خشکیدن است. می خواستم از عشق بنویسم، یادم آمد که نباید راه دوری بروم،در سرزمین مادری ام بسیاری از مردمان این دیار کهن که ذخیره های فرهنگی و مادی بسیار در آن نهان دارند،به خاطر سوء مدیریت استفاده از این سرمایه های نهفته در گرداب مشکلات اقتصادی گرفتار آمده اند،و در بین آنها هستند کسانی که شبانگاه بعلت عدم تامین معاش خود و فرزندانش با رخساری آکنده از شرمساری و خجالت پای به کلبه ای که می توانست دولت سرایی باشدمی گذارند و به قول ادیب سخن احمد شاملو: از این مردان هستند کسانی که نان فرزندان خویش را بر سر برزن به خون نان فروش سخت دندان گرد آغشته اند،کسانی در نیمه های شب دندان طلای مردگان را در گورهای تازه می شکسته اند، ................ وبلاگ زیبایی داری خوشحال میشم به درویشسرای من سر بزنید[گل][گل]

Neda

سایت ریخت و پاش را ببین!